از من پرسيدي :
پشت کجايي اين شهر غريب پنهون شدي خورشيدکم؟
پشت کدوم سد سکوت پر ميکشي چکاوکم؟
اما نمي دونستي
من پشت هيچ نقطه غريب اين شهر پنهون نشدم
پشت هيچ سد سکوتي پر نمي کشم
تو
تو منو گم کردي 00000
من و تو هر دو غريبيم در اين شهر
تو ولي دور از من و از ياد مني
بين ما فاصله قد يک پرچين سکوت است
تو ولي دور از من و از ياد مني
بين ما فاصله اندازه يک کوچه تنها
من و تو هر دو غريبيم در اين شهر
پس بيا
پس بيا
رخت غريبي برکنيم از تن اين شب 0000