نامه ای از طرف الهه(5/7/1385)
از اینکه با نامه قبلی خودم ناراحتت کردم و باعث شدم اشکت در بیاد خیلی خیلی معذرت می خواهم از این به بعد سعی می کنم هیچوقت نامه غمناک ننویسم ، اینقدر زور میزنم تا نامه ای بنویسم که تو بخندی .
غصه نخور ، اگه منو دوست داری ناراحت نباش. وقتی فکر میکنم تو اونجا ناراحتی و غصه می خوری من هم غصه می خورم، خودت رو سر گرم کن . هیچوقت فکر اینو نکن که تنهایی هرچه قدر هم که تنها باشی خدارو داری هر وقت احساس تنهایی کردی یاد خدا باش و وقتی که خدا رو داری همه کس رو داری ، اگه من یا هر کس دیگه اونجا نیستیم خاطراتمون که هست تو رو به خدا گریه نکن . تا سر بگردونی یه ماه گذشته و بعد ماه رمضان تو میای اینجا و ما همدیگه رو بغل میگیریم و می خندیم مثل قدیما .
می دونم تحمل تنهایی سخته ! به خاطر من و به خاطر اونایی که دوستشون داری تحمل کن به آینده فکر کن به روزی که لیسانستو بگیری ، به روزی که بری سر کار و بدون همیشه بهت افتخار می کنم . از اون مریم قوی ، از اون مریم مهربون این کارا بعیده ، خودتو با کار هایی مثل کتاب خوندن و بیرن رفتن و . . . سرم گرم کن و هر وقت دلت گرفت بشین و نامه بنویس حتی اگه نامت رو پست نکردی ؛ حتی اگه اونو دوست نداشتی پاره اش کن مهم اینه که بنویسی .خودتو با شرایط وفق بده به همه بفهمون که ضعیف نیستی ،من مطمئنم که تو می تونی به همه نشون بده که تو می تونی ، تحمل کن می تونی می تونی می تونی
ببخشید اگه خیلی نصیحتت کردم من تو رو درک می کنم آخه من هم 6 سال دور از تو بودم ، دور از همه بودم .
یه خودکار توی نامه گذاشتم هر وقت باهاش نوشتی به یاد من باش به قول مامانم هی بنویس هی گریه کن .
***
الهه جونم راستشو بگو این نامه رو واسه اون موقع که تو یزد تنها بودم نوشتی یا واسه الان که تو دنیا تنهام .
الهه تو خودتو با نامه نوشتن سر گرم می کردی من الان چیکار کنم در ودیوار خونه و اتاقم بوی تو رو میدن . همه ی اتاق من و خاله زهره رو با هم کاغذ دیواری زدیم ،عکس هایی که تو کوه و باغ فین انداختیم رو چاپ کردیم و با اون کفشدوزک هایی که یه باررفتیم پاساژخریدیم ؛ آویزون کردیم ، اون بالشتی که خودت با دستای خودت دوختی و با کامواهای رنگارنگت نوشتی M , Z , E
الان که دارم با هات حرف می زنم رسیدم به این ترانه :
من برای با تو بودن
پر عشق و خواهشم
واسه بودنه کنارت
تو بگو به هر کجا پر می کشم